کش بک بروکر زمانی معنا پیدا میکند که معاملهگر بخواهد هزینه اجرای همان استراتژی قبلی را کمتر کند، نه اینکه برای دریافت بازگشت بیشتر حجم یا تعداد معاملات را افزایش دهد. در این مدل، بخشی از اسپرد یا کمیسیون پرداختشده به معاملهگر برمیگردد و نتیجه واقعی باید بعد از کسر همه هزینهها ارزیابی شود.
برای بعضی کاربران، کش بک آلپاری میتواند بخشی از هزینه خالص معاملات را کاهش دهد، اما مقدار بازگشت به نوع حساب، حجم فعالیت و شرایط طرح وابسته است. در بروکرهای دیگر نیز ساختار مشابهی وجود دارد و برای نمونه، کش بک لایت فایننس باید براساس هزینه واقعی حساب و تعداد معاملات کاربر بررسی شود.
هدف اصلی چنین طرحهایی کاهش هزینه معاملات فارکس است؛ بنابراین مقایسه باید براساس هزینه واقعی هر لات انجام شود، نه صرفاً درصدی که در معرفی طرح دیده میشود. اگر معاملهگر میانگین اسپرد، کمیسیون و حجم ماهانه خود را ثبت کند، بعداً میتواند مشخص کند بازگشت هزینه واقعاً به بهبود نتیجه کمک کرده یا فقط عددی جانبی در گزارش حساب بوده است.
هزینه معامله را قبل از ریبیت بشناسید
هزینه هر معامله فقط اسپرد نیست. در حسابهای ECN یا Raw، کمیسیون جداگانه نیز وجود دارد و اگر پوزیشن شبانه باز بماند، سوآپ هم میتواند وارد محاسبه شود. لغزش قیمت نیز هزینهای اجرایی است که معمولاً توسط کشبک جبران نمیشود و باید جداگانه در ژورنال ثبت شود.
چهار عددی که باید قبل و بعد از کشبک ثبت شوند

برای اینکه بازگشت هزینه قابل اندازهگیری باشد، در ادامه چهار داده اصلی را بررسی میکنیم که باید بدون تغییر استراتژی ثبت شوند.
حجم کل معاملات
مجموع لات بستهشده در هر هفته یا ماه را ثبت کنید و اجازه ندهید فعال شدن کشبک این عدد را تغییر دهد. اگر حجم بعد از شروع طرح بالا برود، مشخص نیست کاهش هزینه ناشی از ریبیت بوده یا افزایش فعالیت باعث ایجاد مبلغ بازگشتی بیشتر شده است.
اسپرد و کمیسیون
هزینه رفتوبرگشت هر معامله را روی همان نمادی که معمولاً ترید میکنید محاسبه کنید. در حسابهای بدون کمیسیون، اسپرد وزن بیشتری دارد و در حسابهای ECN باید کمیسیون دو سمت معامله نیز اضافه شود تا مقایسه واقعی باشد و هزینه نهایی کمتر از مقدار واقعی برآورد نشود.
مبلغ ریبیت دریافتی
مبلغ واریزشده را در دورههای مشخص کنار حجم همان بازه قرار دهید. برای مثال، ریبیت روزانه باید با معاملات همان روزها مقایسه شود و پرداخت هفتگی نیز با مجموع حجم همان هفته تطبیق داده شود تا اختلاف احتمالی سریعتر مشخص شود.
هزینه خالص به ازای هر لات
پس از کم کردن ریبیت از هزینه خام، عدد باقیمانده را بر حجم کل تقسیم کنید. این معیار کمک میکند دو حساب با حجم متفاوت یا دو بروکر با درصد بازگشت متفاوت را بر مبنای یک واحد مشترک و قابل فهم مقایسه کنید.
تفاوت آلپاری و لایت فایننس را فقط با درصد نسنجید
در طرح ریبیت آلپاری امکان بازگشت تا ۱۰۰ درصد کارمزد و در لایت فایننس امکان بازگشت تا ۸۰ درصد مطرح شده است، اما همین درصدها بهتنهایی نشان نمیدهند کدام گزینه هزینه کمتری دارد. ابتدا باید اسپرد، کمیسیون، نوع حساب و نماد معاملاتی هر کاربر بررسی شود.
لایت فایننس حساب Classic را با اسپرد بالاتر و بدون کمیسیون جداگانه و حساب ECN را با اسپرد از صفر و کمیسیون متغیر ارائه میکند. در آلپاری نیز حسابهای Standard و ECN شرایط متفاوتی دارند و حداقل اسپرد و ساختار اجرا یکسان نیست.
ممکن است حسابی درصد ریبیت بالاتری داشته باشد اما هزینه خام بیشتری ایجاد کند. در چنین حالتی، بعد از بازگشت کمیسیون نیز هنوز گرانتر از حساب دیگری باقی میماند. به همین دلیل، تصمیم درست از هزینه خالص میآید، نه از درصد بزرگتر.
چه رفتارهایی مزیت کشبک را از بین میبرند؟

کشبک باید همان فعالیت قبلی را ارزانتر کند؛ در ادامه رفتارهایی را بررسی میکنیم که میتوانند این مزیت را به عامل افزایش ریسک تبدیل کنند.
افزایش تعداد معاملات
اگر معاملهگر فقط برای بالا بردن حجم ماهانه ستاپهای متوسط یا ضعیف را نیز معامله کند، هزینه و ریسک اضافی میتواند از مبلغ بازگشتی بیشتر شود. تعداد معاملات باید از قوانین سیستم بیاید و نه از هدف دریافت کشبک، حتی اگر مبلغ بازگشتی در کوتاهمدت جذاب به نظر برسد.
بزرگ کردن حجم پوزیشن
اندازه معامله باید بر اساس درصد ریسک، فاصله حد ضرر و سرمایه واقعی حساب تعیین شود. افزایش لات برای دریافت ریبیت بیشتر، ساختار مدیریت سرمایه را تغییر میدهد و میتواند زیان یک دوره بد را بهمراتب بزرگتر کند، بهخصوص زمانی که چند معامله زیانده پشت سر هم رخ دهند.
انتخاب حساب نامناسب
گاهی کاربر فقط به دلیل شرایط ریبیت، حسابی را انتخاب میکند که اسپرد، کمیسیون یا حداقل واریز آن با استراتژی هماهنگ نیست. طرح بازگشت هزینه نمیتواند یک حساب نامناسب را به انتخاب منطقی تبدیل کند و بهتر است ابتدا خود حساب مستقل از ریبیت ارزیابی شود.
نادیده گرفتن لغزش و سوآپ
ریبیت معمولاً بخشی از اسپرد یا کمیسیون را جبران میکند، اما لغزش سفارش و هزینه نگهداری شبانه ممکن است باقی بمانند. معاملهگر باید این دو متغیر را جدا ثبت کند تا هزینه خالص بیش از حد خوشبینانه محاسبه نشود و تصویر واقعیتری از عملکرد حساب شکل بگیرد.
یک روش ساده برای ارزیابی بعد از یک ماه
در پایان چهار هفته، سه نتیجه را کنار هم قرار دهید: سود و زیان قبل از هزینه، نتیجه بعد از اسپرد و کمیسیون، و نتیجه نهایی پس از اضافه شدن کشبک. اختلاف بین دو عدد آخر، سهم واقعی ریبیت را در عملکرد ماهانه نشان میدهد.
اگر تعداد معاملات و حجم تقریباً با دوره قبل یکسان مانده و هزینه خالص کاهش یافته است، طرح بازگشت کمیسیون واقعاً به کاهش اصطکاک معاملاتی کمک کرده است. اگر حجم به شکل محسوسی بالا رفته، ابتدا باید اثر تغییر رفتار را از اثر کشبک جدا کنید.
بهتر است این محاسبه برای نمادهای اصلی جدا انجام شود. هزینه XAUUSD، EURUSD یا سایر داراییها میتواند متفاوت باشد و یک میانگین کلی ممکن است نقاط مهم را پنهان کند. معاملهگر پرتعداد معمولاً اثر ریبیت را بیشتر از معاملهگر کمتعداد احساس خواهد کرد.
در نهایت، کشبک زمانی ابزار مفیدی است که هیچ بخشی از استراتژی را تغییر ندهد. اگر همان ستاپها، همان درصد ریسک و همان حجم طبیعی حفظ شوند، بازگشت بخشی از هزینه میتواند نتیجه خالص را بهتر کند و بدون افزودن ریسک تازه، اجرای سیستم را اقتصادیتر سازد.
